ارسال توسط
روابط عمومی در تاریخ 13 تیر 1390 16:01

( گروه:
مصاحبه ها )
حسن مسعودی قائم مقام مدير عامل کانون پرورش فکری و ریيس کانون زبان ايران در حاشيه مصاحبه مطبوعاتی و راديو - تلويزيونی مسوولان کانون پرورش، در يک مصاحبه اختصاصی به سوالات خبرنگار ما پاسخ داد.
مسعودی در پاسخ به اين سوال که چرا اين قدر اصرار به راه اندازی مراکز جديد داريد؟ گفت: استراتژی کانون زبان ارائه بهترين خدمات به بيشترين افراد است اين استراتژی پس از مطالعه دقيق و بررسی همه جانبه به سه دليل عمده برای کانون زبان تعريف شد، ما بر اين باوريم که امروزه تسلط به زبان دوم، اگر نگویيم برای همه، حداقل برای آنها که می خواهند در آينده به عنوان فردی سرافراز و عزتمند و نقش آفرين زندگی کنند و در خدمت به مردم و کشور موفق باشند يک ضرورت اجتناب ناپذير است. الحمداله مردم هم قبل از سياستگزاران و برنامه ريزان به اين باور رسيده اند و مجدانه و مصرانه متقاضی چنين خدمتی هستند. کانون زبان با داشتن کارشناسان مجرب صاحب نظر، مدرسان کار بلد و کارآمد و همکاران دلسوز و پرتلاش و دست اندرکاران معتقد و توانمند، ظرفيت و قابليت اين را دارد که با برنامه ريزی دقيق و هدفمند به اقبال و درخواست مردم در اين زمينه پاسخ دهد.
با اين داشته ها هر کسی هم جای من باشد بايد برای همه استانها و شهرها و مناطقی که کانون زبان حضور ندارد مرکز آموزشی کانون زبان را راه اندازی کند. بايد برای شهرهای بزرگی که رفت و آمد در آن شهرها برای مردم وقت گير و پر هزينه است شعبات بيشتری راه اندازی کند. من شخصاً از همه مردم و مسوولين مناطق و شهرهایی که متقاضی حضور کانون زبان در آنجا هستند و به دليل نداشتن مدرسان واجد شرايط هنوز موفق به راه اندازی مرکز برای آنها نشديم از صميم قلب عذرخواهی میکنم. مردم و بچههای آنها هم حق دارند از خدمات کانون زبان استفاده کنند.
سوال بعدی خبرنگار ما اين بود که مگر در کشور ما فقط کانون زبان هست که آموزش زبان می دهد، اين همه آموزشگاه زبان وجود دارد که شايد بتوانند و يا بخواهند که در جای جای کشور حضور داشته باشند و شما فکر نمیکنيد حضور کانون در مناطق و شهرهای مختلف باعث رکود کار آنها میشود؟
ریيس کانون زبان پاسخ داد: اولاً من دست همه عزيزانی را که در اين زمينه به مردم صادقانه خدمت میکنند میبوسم و به سهم خود از آنها تشکر میکنم. ثانياً معتقدم با توجه به نياز و اقبال مردم برای يادگيری زبان دوم، تا مدتها حضور هيچ آموزشگاهی مانع فعاليت آموزشگاه ديگر نمیشود. اتفاقاً با حضور آموزشگاههای مختلف، مردم میتوانند بررسیهای لازم خود را بکنند و هر مرکزی را که مفيدتر به حال خودشان ديدند انتخاب کنند. مهمترین فايده اين کار اين است که ما و همکاران در آموزشگاههای ديگر موظف میشویم خدمات بهتر و برتری را ارائه دهيم. ثالثاً ما سه وظيفه و تکليف عمده برای خود تعريف کردهايم: وظيفه خود میدانیم به معنای واقعی کلمه، حق زبان آموز را ادا کنيم، خودمان را مکلف میدانیم حقوق مدرسان و کارکنان را در ابعاد مختلف مادی و معنوی به طور تمام و کمال ادا کنيم، ما عهد بستهايم که چارچوبها، مقررات و قوانين موضوعه در اين زمينه را کاملاً رعايت کنيم. اگر عزيزان ما در آموزشگاههای ديگر هم همين گونه عمل نمايند، حقوق همه گروهها به ويژه زبان آموزان را ادا کنند و زبان آموزان آنها به زبان دوم مسلط شوند ما کمتر اصرار به حضور، حداقل در شهرهای بزرگ میکنیم و در عوض به نقاط محروم میرویم.
خبرنگار ما از ریيس کانون زبان پرسيد: اگر چه ما در عمل هم ديديم که شما در طول یک سال گذشته، مراکز زيادی را در شهرهای مختلف راه اندازی کرديد، ولی حالا که این قدر به فکر بچههای مردم هستيد چرا مسيرهای ديگری را برای ارائه خدمات به قول خودتان برتر را پيش نمیگيريد. مثلاً چرا به آموزش و پرورش که اين همه دانش آموز دارد يا آموزش عالی که دانشجويان زيادی در اختيار دارد پيشنهاد همکاری نمیدهید؟
مسعودی که ظاهراً منتظر چنين سوالی بود و کمی هم متعجب شده بود گفت: خدمات برتر ما را زبان آموزان و آمار و نظر سنجیها شهادت میدهند. آمار سازمان سنجش، رتبههای بالای رشته تخصصی زبان، موفقیتهای زبان آموزان ما در محافل آموزشی، مدرسان و معلمان زبان که فارغالتحصیل کانون زبان هستند همگی گويای اين هستند؛ که خدمات کانون زبان برترين است، اما در مورد سوالهای شما بايد عرض کنم، در اين یک سال و اندی که به کانون زبان آمدهام در صحبتهای مختلف و مذاکراتی که با بعضی از دست اندر کاران داشتم گفتم اگر اراده به اين باشد که همه دانش آموزان و دانشجويان عزيز به زبان دوم مسلط شوند ما حاضريم همه امکانات مادی، فنی و انسانی خود را در يک تعامل تعريف شده سازنده با دستگاههای فوق، به کار بگيريم تا در چارچوب ضوابط و مقررات کانون زبان تسلط به زبان دوم را برای دانش آموزان و دانشجويان به وجود بياوريم. ما حتی پيشنهاد داديم برای پايلوت کار، مثلاً در يک شهر آموزش زبان يک مقطع تحصيلی را به کانون زبان واگذار کنند و آموزش و پرورش فقط از آنها امتحان متناسب و مورد نظر خود را از بچهها بگيرد، اگر دست اندرکاران مربوطه از کار ما و همکارانمان راضی بودند هزینهها ی آنرا به ما پرداخت کنند. همين کار میتواند برای دانشجويان دانشگاههای مختلف هم انجام شود همانطور که ما الان در تعدادی از مدارس و ادارات و سازمانها حضور داريم و بعيد میدانم مدرسه يا سازمانی پيدا شود که از اين تعامل ناراضی باشد. به هر حال من در همين جا اعلام میکنم میشود درس زبان مدارس را به کانون زبان واگذار کرد تا در پايان دوره دبيرستان هيچ دانش آموزی که به زبان دوم مسلط نباشد، وجود نداشته باشد.